5 نکته کاربردی در بازاریابی پرسونامحور

بازاریابی پرسونا محور یا Persona Based Marketing  ، بخش ها و شخصی سازی محصولات و خدمات را در زمان واقعی به هم مرتبط می سازد و در  حوزه هایی که با هم تداخل دارند به مشاغل کمک می کند تا به این اهداف خود برسند – و قیف های بازاریابی و فروش مناسب تری که نتایج بهتری  دارند را ارائه دهند.

همه صاحبان کسب وکار می خواهند معاملات بیشتر، سریعتر و ایده آل‌تری برای جذب مشتری و فروش محصول داشته باشند. برای انجام این کار سخت تلاش می کنند تا چرخه های بازاریابی و فروش خود را بهبود بخشند ، موانع را برطرف کرده و ابزارهای بهتری را برای تیم های خود ارائه دهند و ارزش بیشتری برای مشتریان خلق کنند.

 بازاریابی پرسونامحور چیست؟

بازاریابی پرسونامحور ، تکنیکی یا استراتژی بازاریابی است که مشاغل برای تجزیه و تحلیل و جمع آوری مشخصات خریداران اصلی می توانند به کار گیرند تا ارتباط بهتری با خریداران اصلی خود برقرار کنند. بازاریابی پرسونا محور به دنبال بهترین پاسخ برای پرسش های زیر است:

  • مشتری کیست؟
  • مشتریان چگونه تصمیم به خرید می گیرند؟
  • خریداران بیشتر در مورد محصولات/خدمات ما چه چیزی را دوست دارند؟
  • مشتریان در طول چرخه خرید چه نوع اطلاعاتی را ترجیح می دهند؟
  • بهترین راه ها برای برقراری ارتباط با مشتریان احتمالی و/یا مشتریان فعلی چیست؟

پس از یافتن پاسخ این پرسش‌ها، مزایای بالقوه بازاریابی پرسونامحور عبارتند از:

  • درک عمیق تری از خریداران خود به دست می آورید
  • بهبود نتایج فروش و بازاریابی
  • ساختار بهتر برای تصمیمات بازاریابی و فروش ، از تصمیمات برای طراحی محصول گرفته تا اولویت ها

 

بازاریابی پرسونامحور

5 نکته که باید قبل از شروع بازاریابی پرسونامحور بدانید

اگر قصد دارید بازاریابی پرسونامحور را به عنوان استراتژی اصلی کسب وکارتان در دیجیتال مارکتینگ انتخاب کنید، این 5 نکته کاربردی را باید قبل از تصمیم و اجرای این استراتژی بدانید:

جمع آوری اطلاعات

بازاریابی پرسونامحور یک فرایند جمع آوری اطلاعات است که انجام و نگهداری آن زمان بر است. شما باید اطلاعات را جمع آوری کنید ، پرسوناها را تعریف کنید ، آنها را تأیید کنید و پس از آن شروع به تنظیم همه محتواهای بازاریابی و کمپین های خود برای آن کنید. بسیاری از کارهای به صورت دستی در این زمینه انجام می شود و پوشش همه خریداران احتمالی با استفاده از این روش احتمالاً غیرممکن خواهد بود.

نادیده گرفتن پرسوناهای موجود

از آنجا که بازاریابی پرسونامحور بر ایجاد “پرسونای” مشتری متمرکز است، خطر نادیده گرفتن انواع خاصی از خریداران وجود دارد. از آنجا که این یک تلاش سازماندهی شده برای هدف قرار دادن پرسوناهای اصلی خریداران است، در واقع شما را تشویق می کند تا گروه های کوچکتر از افراد یا افرادی را که در گروه های خاصی قرار نمی گیرند نادیده بگیرید، این بدان معناست که شما به حالت پیش از برنامه ریزی برای بازاریابی پرسونا محوربازگشته اید، وممکن است با تمرکز بر یک پرسونای خاص به عنوان مشتری، پرسوناهای دیگر را از دست بدهید.

بازاریابی پرسونامحور ایستا

از آنجا که همه اینها بر اساس یک برنامه ریزی از پیش تنظیم شده شکل گرفته است، شناسایی افراد بیشتر و افزودن آنها به ترکیب دشوار است. در نهایت شما نمی خواهید وب سایتی باشد که تنها برای 50 پرسونای مختلف از افراد جذاب است. این بدان معناست که هر پرسونایی که با آن شروع کرده اید برای مدت ها با همان پرسونا درگیر مانده اید.

پرسوناهای شخصی سازی نشده

هنگامی که ما به عنوان یک کسب و کار ، مشتری ها را براساس پرسونا گروه بندی می کنیم و با آنها یکسان رفتار می کنیم – با استفاده از تمام ارتباطات بازاریابی و فروش  ما یک تجربه شخصی را ارائه نمی دهیم بلکه یک تجربه گروهی بر اساس  همان پرسونای خاص را ارائه می کنیم. دو خریدار بالقوه از سازمان های خدمات مالی هنوز می توانند ترجیحات ،و رفتارهای متفاوتی داشته باشند و در مراحل مختلف سفر خریدار، خرید کنند. چرا با آنها یکسان رفتار می کنید؟

تجزیه و تحلیل

هنگامی که یک کسب و کار تصمیم می گیرد با X Personas ارتباط برقرار کند ، بدین معناست که مخاطبی که با آن مشارکت می کند باید در یکی از سفرهای X قرار گیرد. در غیر این صورت آنها اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت نخواهند کرد. این بدان معناست که تجارت به جای تجزیه و تحلیل سفرهای پویا که افراد انجام می دهند ، مخاطبان را مجبور به سفرهای X می کند. از یک سو شما در حال تجزیه و تحلیل سفرهای شناخته شده هستید بنابراین بازخورد تجزیه و تحلیل شما بسیار محدود است و از سوی دیگر راهی برای یافتن رفتارهای دیگری که قبلاً طراحی نشده اند وجود ندارد.

بازاریابی پرسونامحور

رفتارسنجی مشتریان در بازاریابی پرسونامحور

تقسیم بندی خریداران مبتنی بر رفتارشان، شبیه بازاریابی پرسونامحور است. به این معنا که شما به عنوان یک کسب و کار به گروه ها/زیر گروه های مخاطبان خود نگاه می کنید اما به جای ایجاد مشخصات پرسونا، آنها را براساس رفتارشان تقسیم بندی می کنید.

به عنوان مثال ، به عنوان یک کسب و کار ، ما می توانیم تمام ارتباطات بازاریابی و فروش را که به گروه های مختلف خریداران متمرکز است ، به صورت یکسان گروه بندی و اداره کنیم ، که باید شخصی تر از رفتار خریداران با یکدیگر باشد. بخش های نمونه می توانند بر اساس رفتارهای آنلاین ، منبع اصلی یا علاقه به محصول باشد:

  • اولین بازدیدکنندگان وب سایت
  • بازدیدکنندگان وبلاگ که 2 پست یا بیشتر خوانده اند
  • همه مشتریان احتمالی آنلاین که به عنوان کارکنان خدمات مالی شناخته می شوند
  • همه چشم اندازهایی که علاقه مند به خط تولید A در مقابل خط تولید B بودند
  • سرنخ هایی که از یک نمایشگاه تجاری خاص به دست آمده است
  • مشتریان فعلی که امکان خرید یا ارتقاء اضافی را دارند

 شخصی سازی در بازاریابی پرسونامحور

شخصی سازی در زمان واقعی به مشاغل کمک می کند تا تجربه آنلاین شخصی تری را بر اساس رفتارها، پرسونای خریدار (عمدتا برای سرنخ ها/مشتریان احتمالی شناخته شده) یا پروفایل های شخصی ارائه دهند. مزایای شخصی سازی در زمان واقعی آشکار است-هنگامی که با فردی ارتباط برقرار می کنید و به نیازهای دقیق او پاسخ می دهید ، می توانید در ایجاد یک رابطه تجاری بهتر تلاش کنید.

با توجه به HubSpot Calls-to-Action که برای کاربر هدف گذاری شده است ، 42٪ بهتر از فراخوانی برای اقدام عمومی بوده است. بدیهی است هرچه تعامل شخصی تری داشته باشید می توانید نتایج بهتری را ارائه دهید ، بنابراین تقسیم‌بندی مشتریان به خوبی شخصی سازی فردی نیستند.

سخن آخر:

ایجاد رابطه و مدیریت ، یا آنچه بازاریابی پرسونامحور نامیده می شود، یک رویکرد جدید پیشگامانه در بازاریابی است که به ادبیات بازاریابی نیز وارد شده است. به طور کلی، مشتریان به محصولات و شرکت هایی که رفتار شخصی‌تری با آنها دارند  نسبت به سایر محصولات و شرکت ها بیشتر فکر می کنند. آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که مشتریان فعلی و بالقوه چگونه نسبت به یک شرکت نسبت به رقبایش رفتار کنند. مشتریان سلسله مراتبی از ارزش ها ، خواسته ها و نیازها را بر اساس داده های تجربی ، نظرات ، منابع دهان به دهان و تجربیات گذشته با محصولات و خدمات ایجاد می کنند.

آنها از این اطلاعات برای تصمیم گیری در مورد خرید استفاده می کنند. رهبری بازار می تواند توجه مصرف کننده را به خود جلب کند و می تواند عامل مهمی در تصمیم خرید باشد.

درباره‌ی atieh esmaeili

atieh esmaeili

همچنین ببینید

دیجیتال مارکتینگ،آموزش دیجیتال مارکتینگ،اموزش دیجیتال مارکتینگ،دیجیتال مارکتر

بهترین کشورها برای مهاجرت دیجیتال مارکترها کدام اند؟

اقتصاد ایران در ده سال اخیر افت بسیار شدیدی داشت ،  بسیاری از کسب و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 4 =